دیدار دوباره

نویسنده نویسنده نویسنده · 1402/3/24 14:42 · خواندن 2 دقیقه

پارت 1

من سارا هستم

۲۷ سالمه و سال قبل ازدواج کردم

اما الان نزدیک به چهار ماه است که از شوهرم خبری نیست

اسمش لیوپدهست

من بعد از گم شدن او سفر خود را آغاز کردم تا او را پیدا کنم

و الان با یک ماشین بعد از ۴ماه یک کشور را طی کردم

الان در ترکیه هستم و دارم به کلانتری میروم

کلانتر:چطور می توانم کمکتان کنم خانم

من: شوهر من گم شده است و ردیاب موبایل او نشان می دهد که در ترکیه هست

کلانتر:هههه شوهرت رو گم کردی مگر عروسک یا موبایل است

من: چند نفر با پدرش مشکل داشتند پس می خواستند از او انتقام بگیرند

کلانتر:باشه میگردیم مشخصات رو توی فرم بنویس

نام:لیوپد اونیوشو

سن:30سال

قد:1/70

رنگ پوست:سفید

رنگ مو:بلوند

من‌:تموم شد

کلانتر:خب میتونم شمارشو داشته باشم تا رد موبایلش رو بگیرم

من:اره---------------

بعد که از کلانتری بیرون آمدم دلم درد میکرد

2 هفته بود دل درد داشتم و دکتر نرفته بودم 

پس توی مپ گوشی ادرس نزدیک ترین دکتر زنان رو زدم و سوار ماشین شدم تا برم دکتر

منشی: سلام چطور میتونم کمکتون کنم؟

من:2 هفته هست دل درد دارم اومدم چکاپ

منشی:قبلا مراجعه کردی؟ 

من:نه

منشی:خب این فرم رو پر کن

---------------

بعد از 10 دقیقه

((خانم سارا اوناتاشی)) 

دکتر مرد جذاب و قد بلندی بود

من:سسس.. س.. لل.. ام

دکتر:هه سلام خ.. ا.. ننن.. م

دکتر:((توذهنش)) چه جذاب و زیبا

دکتر:ام مشکلتون چی هست؟ 

من:2 هفته هست دل درد دارم

دکتر:اها دراز بکشید

---___

دکتر:یک سونوگرافی میکنم که توی شکم رو بررسی کنم اوههع

من:چی شده؟ 

دکتر:میدونستی بچه داری

من:واقعاااا

دکتر:اره تازه جنسیت معلومه دختره

من:وایی نهههه

دکتر:چیشد؟ درد داری؟

من:نه فقط پدرش نیست

دکتر:یعنی چی ببخشید نفهمیدم

من:باباش گم شده 

دکتر:ههههه مگه عروسکه

من:نه خیلی پیچیدس ممنون باید برم این مسئله رو حل کنم

دکتر:باشه بیا شماره منو بگیر مشکلی بود زنگ بزن

من:باشه ممنون

_____________________