پارت 2
میهارو:بیا برات اب اوردم اون پشت اتاق خواهرم هست میرم برات لباس بیام تا لباستو عوض کنی و یه دوش بگیری
اریل:خواهر داری؟
میهارو:اره راستش اون 19 سالشه واسه تحصیل اومده بود منم اومدم و خونه گرفتم قبلا تو دانشگاه شبانهروز ی بود اسمشم میلونلی هست خب میخوایی برام تعریف کنی چی شد
اریل:راستش منم نمیدونم اومدم خونه دیدم داره جذغاله میشه
میهارو :ببخشید میپرسما ولی تا کی اینجا میمونی نه اینکه مزاحمی میخوام میلونلی رو قانع کنم
اریل:خیلی نمیمونم تا وقتی یه جا جور کنم یه خونه و خوراکی و پتو و لباس
((صدای کلید))
میلونلی:ااا داداش دوست جدیدت رو اوردی چرا با اب پذیرایی میکنی الان خوراکی خریدم میارم
((توی اشپز خونه))
میهارو:میلونلی میدونم دوست نداری ولی اون چند شب مهمون ماست خونش سوخته و خانوادش فرانسه هستن
میلونلی:چییی ما به اندازه کافی جامون تنگه میخوایی دختر ناشناس هم بیاری بمونه؟
میهارو:باور کن 1 هفته بیشتر نمیشه براش خونه میگیرم بره
میلونلی:باشه
میهارو:اریل میخوایی حموم کنی؟
اریل:اره خیلی بوی بد دود میدم
میلونلی:بیا این لباساذو بگیر
میهارو((لبخند))
میلونلی:دوستش داری؟
میهارو:شاید یه کوشولو
میلونلی:کی هست حالا
میهارو:اسمش اریله امروز صب بهم برخوردیم سرکار
میلونلی:امروز باهاش اشنا شدی و اوردیش خونه
میهارو:لطفا امممممم((مظلومیت))
میلونلی:اوف از دست تو
((اشپزخونه))
اریل:میلونلی کمک لازم نداری؟
میلونلی:او ممنون اونو بهم میدی
تلوزیون:یه شوت میزنه پاس میده به رونالدو و گللللللللللللل عجب گلی
((بعد شام))
میهارو:بیا این اتاق تو هست
اریل:ممنون
میهارو:میخوایی صحبت کنی انگار ناراحتی
اریل:((بغل))
میهارو:میدونم میدونم سخته
اریل:چی رو میدونی دقیقا
میهارو:خب من سختی های تورو نمیدونم اما اینکه کل زندگیت بسوزه قطعا دردناکه
اریل:میشه شب پیشم بخوابی تنهایی نمیتونم خوابم نمیبره
میهارو:ام ا مار چیز یعنی اره اره البته
((رو تخت کنار هم خوابیدن))
اریل:((گریه)) میشه بغلت کنم؟
میهارو :البته
صبح............................