
دیدار دوباره

پارت 2
بعد دکتر رفتم سمت ماشین نزدیکای شب بود و وقت شام
رفتم و شام خوردم تقریبا ساعت 9 بود
پس مثل هر شب صندلی ماشین رو صاف کردم و خوابیدم
صبح دیدم توی خونه هستم نمیدونستم خونه ی کی؟
با استرس بلند شدم و دور و برم رو نگاه کردم
تا وقتی که دکتر رو دیدم
دکتر:صبح بخیر
من:چی چجوری من اینجام؟
دکتر:دیشب ماشینت رو جلوی در خونم دیدم دیدم با بچه تو شکمت اونجا خوابیدی پس اوردمت اینجا و لباست هم تنگ و عظیت بود
پس عوضشون کردم
من:با اجازه کی باورم نمیشه ازت شکایت میکنم
دکتر خودشو جلوم کشید و دستمو گرفت
دکتر:من ایماچو هستم
من:به من چه من شوهر دارم بچه دارم اونوقت تو منو لخت کردی تو خونت خوابوندی
ایماچو:میدونم کارم درست نبود
من:زحمت کشیدی فهمیدی
بعد به طرز غیر مستقیمی بوسید منو
وسایلمو و برداشتم و از خونه بدو بدو رفتم
ایماچو:من دوست دارم
من:منم باردارم تو داری به من تجاوز میکنی
سریع رفتم کلانتری با ماشین
و سراغ شوهرم رو گرفتم و گفتن دارن میگردن رفتم از اون دکتره شکایت کنم
اما مرد پشت میز بهم خندید
یه خانم پشت سرم بود گفت:بهت تجاوز شده؟
من:اره اونم یه دکتر
خانم:من سوئهو هستم مشاور حمایت از زنانی مثل من و تو که بهشون توجه نمیشه
و یک کارت داد دستم
کلانتری اسمم رو صدا زد _______