
دیدار دوباره

پارت 4
سارا:لیوپد بیدار شو صبح شده
لیوپد:ها چیشده بابام پول رو واریز کرده؟
سارا:نمیدونم ولی صبحونه اوردن
ادم بدا:گود مورنینگ خب هم خبر خوب دارم هم بد
لیوپد:چیشده
ادم بدا:بابات مرد خبر خوب خبر بد پولی در کار نیست
سارا:چی خب الان چی میشه
ادم بدا:هیچی لیوپد هم میره پیش باباش تو هم میری خونتون
سارا:نههههههه
وقتی بیدار شدم توی خونه بودم و ساعت 10 شب بود
من:ننننننهههههه نه نه نه نن. ن.. هه تلفن کو تلفن اها 110
پلیس:سلام بفرماید
من:سلام گذارش باند مافیا داشتم
پلیس:چی بگید لطفا
من:یک جا نزدیک های ترکیه یک خونی خرابه هست شوهر من گروگان گرفته شده شایدم مرده ((گریه))
پلیس:نگران نباشید الان رسیدگی میشه
_______________________________-