
کافیشاپ عاشقانه

پارت4
اریل: میهارو نظر چه که الان که کارمون تموم شده قبل اینکه بریم خونه بریم یه جا باهم صحبت کنیم
میهارو:باشه بریم
((توی پارک))
اریل: میهارو اینکه من خونه تو میمونم دردسر شده همه حرف در میارن شاید بهتره که من برم توی هتل
میهارو:نه اریل من نمیخوام که تو بری
اریل:چی ولی چرا
میهارو:اخه اخه من تورو دوست دارم
اریل:((تعجب)) ولی ما 3 روزه باهم اشنا شدیم
میهارو:میدونم ولی مثل اینکه عشق در نگاه اول واقعیه
اریل:ااااا نمیدونم الان چی بگم
میهارو:میدونم ولی حداقل نرو
اریل:اااا من الان تو شکم خب بریم خونه فعلا
((خونه))
میلونلی:سلام شام درست کرد.. مم اااا چی شده کشتی هاتون غرق شده؟
میهارو : من میرم دوش بگیرم شما دخترا بخورید
میلونلی:اریل بگو ببینم چیشده
اریل:داداشت امروز به عشقش اعتراف کرد
میلونلی :اووووو عروسی داریم
اریل:نه معلومه که نه
میلونلی:وا چرا نه
اریل:منم سیرم توی شکم الان امشب هتل میمونم
میلونلی :ولی جواب برادرم رو چی بدم
اریل:بگو به تنهایی نیاز داشت
میهارو:میلونلی گند زدم مگه نه
میلونلی:((بغل))
اریل :باورم نمیشه که...... ااااااا کمک کمک کمکم کنید اااااااااا