کافی‌شاپ عاشقانه

نویسنده نویسنده نویسنده · 1402/3/25 14:35 · خواندن 1 دقیقه

پارت4

اریل: میهارو نظر چه که الان که کارمون تموم شده قبل اینکه بریم خونه بریم یه جا باهم صحبت کنیم

میهارو:باشه بریم

((توی پارک)) 

اریل: میهارو اینکه من خونه تو میمونم دردسر شده همه حرف در میارن شاید بهتره که من برم توی هتل

میهارو:نه اریل من نمیخوام که تو بری

اریل:چی ولی چرا

میهارو:اخه اخه من تورو دوست دارم

اریل:((تعجب)) ولی ما 3 روزه باهم اشنا شدیم 

میهارو:میدونم ولی مثل اینکه عشق در نگاه اول واقعیه

اریل:ااااا نمیدونم الان چی بگم

میهارو:میدونم ولی حداقل نرو

اریل:اااا من الان تو شکم خب بریم خونه فعلا

((خونه)) 

میلونلی:سلام شام درست کرد.. مم اااا چی شده کشتی هاتون غرق شده؟ 

میهارو : من میرم دوش بگیرم شما دخترا بخورید

میلونلی:اریل بگو ببینم چیشده

اریل:داداشت امروز به عشقش اعتراف کرد

میلونلی :اووووو عروسی داریم

اریل:نه معلومه که نه

میلونلی:وا چرا نه

اریل:منم سیرم توی شکم الان امشب هتل میمونم

میلونلی :ولی جواب برادرم رو چی بدم

اریل:بگو به تنهایی نیاز داشت

میهارو:میلونلی گند زدم مگه نه

میلونلی:((بغل)) 

اریل :باورم نمیشه که...... ااااااا کمک کمک کمکم کنید اااااااااا