کافی شاپ عاشقانه

نویسنده نویسنده نویسنده · 1402/3/24 01:41 · خواندن 1 دقیقه

پارت 1

اریل:وایی دیرم شده دیرم شده وایییییی!!! 

💥

اوخ،،.،،.!! 

ایییی،!!؟،،، 

میهارو:سلام،.! 

اریل:سلام وایی من واقعا معذرت میخوام دیرم شده و اولین روز کاریم هست فعلا.... 

میهارو:واقعا جذاب بود!

2ساعت بعد

💥

اریل:او معذرت میخ.. وا.. مم اق.. ا او بازم شمایی

میهارو:دستت رو بده به من... بلندشو

اریل:ممنون راستی بابت صبح ببخشید اخه من عج.. عله.. شما هم اینجا کار میکنی؟ 

میهارو:اوه اره چه تصادفی خب... الان کاری نداری عجله برای روز اول کاری!! 

اریل:اوه نه... 

میهارو:بریم کافی‌شاپ روبه‌رو یه چیزی بخوریم؟ 

اریل:باشه بریم

((توی کافی‌شاپ)) 

میهارو:خب چی میل دارید؟ 

اریل:اوه ااا من یک قهوه ساده ممنونم

میهارو:خب دوست دارم بیشتر باهاتون اشنا بشم امم مثلا اسمتون رو بدونم

اریل:اوه من اریل هستم 26 سالمه و سینگل به گورم و شما

میهارو : او ههه من میهارو 29 سالمه و تازه از ژاپن اومدم مکزیک و منم سینگلم

اریل:ااا خب سفارشمون اومد

میهارو:ام خب میتونم شمارت رو داشته باشم؟ 

اریل:البته______

4 ساعت بعد 

اریل : گوگولی بود مهربون هم بود او نه نه نه نه نه خونم اتیش گرفته 

میهارو:دو دو رودو بابابابام 

زینگگگگگ  زینگگگگگ

((اریل)) 

میهارو:الو اریل 

اریل:😭😭😭خونم اتیش گرفته بهم کمک کن 

میهارو:چی کجایی بگو سریع میام

10 دقیقه بعد((خونه سوخته سیاه(اتیشش خاموش شد))) 

میهارو:اریل اریل

اریل:(((بغل))) 

میهارو:او 

اریل:حالا کجا بمونم هیجا رو ندارم خانوادم تو فرانسه هستن

میهارو:خونه من هست ااا یه اتاق مهمون داره میزاریم برای تو

...................